الطبعات
سيُثبت بعد التحقق.
بيانات المصدر الرقمي
از بین هزاران پیامی که دریافت میکنم، یکی از پیامها نگرانی و آشوب خاصی در ذهنم ایجاد کرد. این پیام را جوانی فرستاده بود که خودش را از نسل فردا معرفی میکرد. او در دل این پیام غم و نگرانی معرفتی و فکری خودش را جا داده بود و با عباراتی کوتاه به شرح میزان اختلاف ترسناک نسل خودش و نسل پیشین پرداخته بود. آنچه در پیام او آمده بود و سوالهای پراکندهاش ذهنم را مشغول داشت و فکرم را جولانگاه خود ساخت. در میان حروفش اندوه را یافتم و در میان جملهها نگرانی را و در میان کلماتش نومیدی. دانستم این سوالها مخصوص حال او نیست بلکه بسیاری از همنسلان او را -پسران و دختران- درگیر خود کرده است. 📍من متعلق به نسلی هستم که خیلی از آنها -بلکه بیشترشان- زندگیشان به چیزهای بیارزش و تفریح و سرگرمی میگذرد: -انیمه، گیم، فیلم، فوتبال و...- و از نظر دینی ضعیفاند. خیلی از ما به جز نمازهای جمعه اصلا نماز نمیخوانند -تازه اگر همین را هم بخوانند- و از نظر شناختی نیز دچار یک «جهل زشت مرکب» هستند و بیهدف در زندگی سرگردانند. این نسل در حلقههای حفظ قرآن بزرگ نشده و آخرین کتابی که خوانده برخی کتابهای دنبالهدار در کودکی یا رمانهای نوجوانی است و ناگهان با علوم گوناگون روبرو شدهاند اما با تنبلی و رخوتی که از طرز زندگی گذشته به ارث بردهاند و از مشکلات واقعی در دقت و تمرکز رنج میبرند. کمی از این کتاب را میخواند و خسته میشود. میخواهد سلسله دروسی دربارهی یک موضوع را گوش دهد و در یک برنامه علمی و دومی و سومی شرکت میکند و نیمهکاره بیخیالش میشود و دیگر مشکلات و چالشها... از بیانضباطی رنج میبرد که این هم به دلیل واضح نبودن معرفتی است که میخواهد بدست بیاورد؛ نه هدفی، نه راهی... بیشترمان دچار مشکلات روحی و روانی بهویژه افسردگی هستیم که این هم جانب دیگری از مشکل است و نیازمند توجه. این نسل خیر زیادی در خود دارد: باهوش است و نیتش پاک و علاقه دارد به سمت بهتری تغییر مسیر دهد و انشاءالله خواهد توانست در این راه صبر کند اما نیازمند راهنمایی و کمک و توجه است. من وقتی تصمیم به آغاز این راه -منظورم برنامههای علمی مفید است- گرفتم، به دلیل شکستم در رسیدن به هدف دچار نومیدی شدم و در پی آن ترسی به جانم افتاد و فلجم کرد. از نظر علمی اکنون کاملا دست از تلاش کشیدهام و همهی برنامههای علمی منظمی را که قصد داشتم ادامه دهم رها کردهام تا خودم را برای چیزی که گمان میکنم سودی برایم ندارد شکنجه ندهم. در مرحلهای قرار دارم که اگر به من بگویند آن را در یک کلمه خلاصه کنم خواهم گفت: «سرگردانی». اما سوال یک میلیون دلاری این است: چطور بدانم من کیستم و چه کسی میخواهم باشم؟ چگونه این فضای مهآلود اطرافم را از خودم دور کنم تا بینشی واضح و تصوری درست هراه با شناخت از آیندهام و رابطهام داشته باشم؟ چگونه بدانم چه را دوست دارم و در چه چیزی ماهرم؟ در انتظار پاسخ شما هستم. خداوند من و شما را توفیق دهد. پایانِ نامه📍 این نامه آغازی بود برای تالیف کتاب برای نسل فردا... ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ @no_atheism (رد شبهات ملحدین)
وصف المصدر
از بین هزاران پیامی که دریافت میکنم، یکی از پیامها نگرانی و آشوب خاصی در ذهنم ایجاد کرد. این پیام را جوانی فرستاده بود که خودش را از نسل فردا معرفی میکرد. او در دل این پیام غم و نگرانی معرفتی و فکری خودش را جا داده بود و با عباراتی کوتاه به شرح میزان اختلاف ترسناک نسل خودش و نسل پیشین پرداخته بود. آنچه در پیام او آمده بود و سوالهای پراکندهاش ذهنم را مشغول داشت و فکرم را جولانگاه خود ساخت. در میان حروفش اندوه را یافتم و در میان جملهها نگرانی را و در میان کلماتش نومیدی. دانستم این سوالها مخصوص حال او نیست بلکه بسیاری از همنسلان او را -پسران و دختران- درگیر خود کرده است. 📍من متعلق به نسلی هستم که خیلی از آنها -بلکه بیشترشان- زندگیشان به چیزهای بیارزش و تفریح و سرگرمی میگذرد: -انیمه، گیم، فیلم، فوتبال و...- و از نظر دینی ضعیفاند. خیلی از ما به جز نمازهای جمعه اصلا نماز نمیخوانند -تازه اگر همین را هم بخوانند- و از نظر شناختی نیز دچار یک «جهل زشت مرکب» هستند و بیهدف در زندگی سرگردانند. این نسل در حلقههای حفظ قرآن بزرگ نشده و آخرین کتابی که خوانده برخی کتابهای دنبالهدار در کودکی یا رمانهای نوجوانی است و ناگهان با علوم گوناگون روبرو شدهاند اما با تنبلی و رخوتی که از طرز زندگی گذشته به ارث بردهاند و از مشکلات واقعی در دقت و تمرکز رنج میبرند. کمی از این کتاب را